محمد قنبرى
98
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
زمان آنكه از چهل سال فراتر رفته بوده است ، ترديدهايى را برانگيخته ، معضلات اعتقادى و بحرانهايى اجتماعى را سبب شده بود . اين مسائل دقتهاى عالمانهاى در روايات مربوط به امام زمان عليه السلام را مىطلبيده و از اين رو برخى از عالمان بزرگ آن دوره ، كتابهاى مستقلى در اين موضوع نگاشتهاند . « 1 » در چنين روزگارى ، دفاع از حريم امامت ، تشيع و حديث ، كار بسيار دشوارى بوده ، كه عالمان متعهدى چونان كلينى عهدهدار آن گرديده ، در مقابل طعن و طرد دشمنان گوناگون تشيع ، جانانه مقاومت كردهاند . 2 . اختلافات فرقهاى پس از شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام ، جامعه شيعه دچار تفرقه درونى بسيار شديدى گرديده ، فرقههاى گوناگونى پديد آمدند . به طور اساسى دو گروه اصلى يكى طرفدار امامت « جعفر كذاب » ، برادر امام عسكرى عليه السلام و ديگرى طرفدار امامت حضرت مهدى عليه السلام فرزند امام عسكرى عليه السلام شدند و گروههاى فرعىتر كه تا بيست فرقه نيز گفته شده ، نابسامانى عجيبى را بر جامعه شيعى تحميل كرد . « 2 » در اين مورد نيز ، بر طرف كردن ريشهاى اختلافات و پايان دادن به درگيرىها ، فهم درستى از احاديث مربوط به حضرت مهدى عليه السلام را طلب مىكرد ، تا حقانيت شيعه اثنى عشرى به اثبات رسيده ، نادرستى ادعاهاى برخى ديگر آشكار شود . اين مهم نيز ، به دست تواناى محدثان و الا مقام شيعه در آن دوره ، انجام گرفت « 3 » و سهم كلينى در اين ميان بسيار بود كه اكنون جاى شرح آن نيست .
--> ( 1 ) . مانند ، الامامة والتبصرة من الحيرة ، از على بن بابويه ، پدر شيخ صدوق و الغيبة وكشف الحيرة ، از محمد بن احمدصفوانى والغيبة وكشف الحيرة است . ر . ك : پايان جلد اول كمال الدين ، ص 311 ؛ نيز همو ، الخصال از سلامة بن محمد ارزنى و كتاب الغيبة والحيرة ، از عبداللَّه بن جعفر حميرى ، نجاشى از اين چند كتاب ، در رجال خويش به ترتيب در صفحههاى 184 ، 280 ، 137 و 152 ، ياد كرده است . نام كامل كتاب كمال الدين صدوق نيز كمال الدين و تمام النعمة فى اثبات الغيبة وكشف الحيرة ، ص 187 ، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، چاپ اول ، 1410 ؛ نيز همو ، عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 69 ، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، چاپ اول ، 1404 ق . ( 2 ) . مكتب در فرآيند تكامل ، ص 100 و بعد ، نيز ص 113 ، پاورقى شمارهء 150 . ( 3 ) . ر . ك : همان ، فصل سوم كتاب ، ص 73 و بعد با عنوان « بحران رهبرى و نقش راويان حديث » .